پایگاه خبری - تحلیلی هم‌نوا

اردیبهشت ۵, ۱۳۹۸ / April 25, 2019

ایراد بگیر؛ دیده شو، غُر بزن؛ لایک بگیر!

احسان محمدی
شبکه‌های مجازی در خلق و تکثیر نگاه «ایرادگیر»، سیاه‌نما و غرغرو بسیار موثرند. در واقع در چند سال اخیر تجربه نشان داده که ایرادگرفتن از هر چیز و هرکس به یک ارزش تبدیل شده است.

عصرایران نوشت: در عصر ارتباطات هر کس این بخت را دارد که چند دقیقه به شهرت برسد. به نیک‌نامی یا بدنامی. اگر پیش از این تنها ستاره‌های سیاست و سینما و موسیقی و ورزش این شانس را داشتند که عکس‌شان روی جلد مجلات بنشیند و دیده شوند، به واسطه شبکه‌های مجازی حالا همه از این بخت برخوردارند.

کافی است کمی خلاق باشید و از تقلید صدا و دابسمش و ژانگولر استفاده کنید یا دامن از دست بدهید و مقابل دوربین تنی بلرزانید یا اندام‌نمایی کنید، یا دسته‌گلی به آب بدهید و یک نفر تصویر یا صدایتان را پخش کند. آن وقت با سرعت نور به شهرت می‌رسید. ممکن است از این بخت برخوردار باشید که حتی با طنازی راه به سینما هم پیدا کنید. یعنی راهی که قبلاً یک ستاره در طول ده سال طی می‌کرد را در ده دقیقه طی کنید.

از یک منظر اتفاق بسیار خوبی است. اینکه انحصار شکسته‌شده و هر کس جوهر و جوهره‌ی داشته‌باشد از این بخت برخوردار است که استعدادش تحسین شود اما وقتی «دیده شدن به هر قیمت» هدف بشود آن وقت ممکن است روی سبک زندگی جامعه هم اثر بگذارد.

شبکه‌های مجازی در خلق و تکثیر نگاه «ایرادگیر»، سیاه‌نما و غرغرو بسیار موثرند. در واقع در چند سال اخیر تجربه نشان داده که ایرادگرفتن از هر چیز و هرکس به یک ارزش تبدیل شده است. فرد بدون داشتن سواد و آگاهی نسبت به یک مسئله و موضوع اجتماعی، سیاسی یا رسانه ای، نگاهی به آن می‌اندازد و بعد از پیدا کردن یک خُرده ایراد آن را در معرض نمایش می‌گذارد و زمینه اعتراض به کلیت ماجرا را فقط برای یک ایراد جزئی فراهم می‌آورد.

یک گزارشگر فوتبال ۹۰ دقیقه تحت فشار و استرسِ قضاوت شدن توسط میلیون‌ها نفر باید مسلسل‌وار حرف بزند و اطلاعات بدهد، به بازی و حواشی اش دقت کند و تمام حس و حال را به بیننده منتقل کند ولی در پایان به خاطر یک تپق ساده یا فراموش کردن نام یک بازیکن چنان مورد هجمه قرار می گیرد که انگار بی‌سوادترین موجود کره زمین است و کاشف و تکثیرکننده آن تپق، دانای کُلی که حقش را خورده‌اند وگرنه باید جای گزارشگر می‌نشست.

کافی است یک نویسنده که سالها میلیون‌ها واژه را ردیف کرده و صدها یادداشت و مقاله نوشته یک خطای نگارشی داشته باشد، ایرادگیران همان یک واژه را سرنیزه می‌کنند و در نقش دانای کل او را به سخره می‌گیرند که ببینید سواد روزنامه نگار ما را!

در رادیو و تلویزیون و در دهها شبکه، روزانه هزاران دقیقه برنامه تولید می‌شود، کافی است یک مجری یک گاف بدهد، یک عکس جابجا بشود، تکه‌ای از دکور بریزد، یک مهمان کلمه‌ای خطا کند آن وقت کسانی برای «دیدن شدن» و «دانا به نظر رسیدن» همان یک برش را تکثیر می‌کنند که واسفا از رسانه ما! کجای دنیا این اتفاق می‌افتد و …

میان نقد کردن و ایرادگیری محض مرز باریکی وجود دارد اما تفاوتش بسیار است. در نقد، هدفِ نهایی ارتقا و بهبود فرایند است، در ایرادگیری، هدف تخریب است و مضحکه‌کردن و البته احتمالاً خُردک شهرتی برای دیده‌شدن فرد بهانه‌گیر و ایرادجو.

رواج این نگاه و تحسین آن، همه ما را به افرادی تبدیل کرده است که به جای دیدن زیبایی‌ها و نکات تحسین‌آمیز، در جستجوی گاف‌ها، خطاها، سیاهی‌ها و تاریکی‌ها هستیم تا با نشان دادن آنها معترض سلحشور، دانای خردمند و مبارز سازش ناپذیر لقب بگیریم.

فارغ از نگاه و کلام برخی سیاستمداران مستقر در حاکمیت که که بسیار در این خصوص تاثیرگذار بوده‌اند، این نقد به بسیاری از ما روزنامه‌نگاران هم وارد است. به جای آنکه «شهره شهر شویم به عشق ورزیدن»، مدام فرهنگ عیب‌جویی و مچ‌گیری را رواج داده‌ایم و یادمان رفته که هنز آن است که چشم را «به زشت دیدن» عادت ندهیم.

این امر به معنای سفیدنمایی و ندیدن کاستی‌ها نیست، به این معناست که یاد بگیریم ایرادگرفتن محض از هر چیز و هرکس، نشانه هوشمندی و خرد نیست و اندکی خطاپوشی را از پروردگاری یاد بگیریم که ستار العیوب است.

احسان محمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب