پایگاه خبری - تحلیلی هم‌نوا

خرداد ۲۸, ۱۳۹۸ / June 18, 2019

اجازه دهیم فرزندانمان برادر جان ببینند

وحید بابائی
من که می‌گویم مثل قبایل سرخپوستی باید فرزندانمان را جوری بار بیاوریم که لااقل فردا روز بتوانند جلوی چهار تا فحش و رگ گردن سرشان را بالا بگیرند. فردا روز توی مدرسه، توی کوچه و خیابان، موقع رانندگی، خدمت سربازی، محل کار بتوانند لااقل از خودشان دفاع کنند. اجازه بدهیم فرزندانمان برادر جان ببینند.

 

سر سفره افطار نشسته بودیم و ثانیه‌های آخر را از پخش محترم سهند می‌شمردیم و چایمان را با خورده‌نبات شیرین می‌کردیم که بقول گفتنی خانواده گفتند کانال را عوض کنیم الان «برادر جان» شروع می‌شود. کانال را عوض کردم و دیدم خوشبختانه از سریال خبری نیست و امشب لقمه‌هایمان را با چک و لگد و فحش و بد و بیراه و پیت نفت و تاب سبیل قورت نخواهیم داد و نگران نگاه‌ها و بدآموزی فرزندمان نخواهیم بود. به‌جای برادر جان که ای‌کاش اقلاً در انتخاب اسمش دقت بیشتری می‌کرد و جان را اینجوری مفت خرج نمی‌کرد، فوتبال داشتیم؛‌ نیمه‌نهایی جام حذفی بین پرسپولیس و سپاهان. هرچند ما جام جهانی هم که تماشا می‌کنیم دنبال چرخ‌های تراکتور می‌گردیم اما گفتیم هرچه باشد بهتر از سریال است و نشستیم به تماشا. گزارش دلخراش گزارشگر اصفهانی را که فاکتور بگیریم، استادیوم نیمه پر نقش جهان چاله‌میدانی بود برای خودش و انصافاً جای خالی برادر جان را حسابی پر کرده بود. جوری که در پایان بازی هشت کارت زرد و سه کارت قرمز از جیب داور خارج شد و چند باری هم در جیب ماند. چند تماشاچی هم چاقو و سنگ خوردند و خلاصه چه داخل زمین و چه خارج از آن همه تا جایی که می‌توانستند از خجالت هم در آمدند و در پایان هم همگی معترض بودند. برنده، بازنده، داور، تماشاچی، مربی…
حذفی جانِ ایرانی را فقط یک چیز می‌شست و می‌برد. فینال لیگ اروپا بین چلسی و آرسنال که بازی به‌مراتب مهم‌تری به‌حساب می‌آمد که اتفاقاً شهر باکو میزبانش بود و پنج گل قشنگ داشت و فقط دو کارت زرد فنی، بدون کوچکترین اعتراض به داور. اعضای نیمکت دو تیم و تماشاچیان خیلی مرتب تا آخر بازی سر جای خودشان نشسته بودند و از تماشای بازی لذت می‌بردند.
خشونت در جامعه ما علت‌های زیادی دارد. فقر، بیکاری، اعتیاد، عدم وجود نشاط، شادی و تفریح مناسب، مهاجرت، مشکلات عاطفی در خانواده‌ها و یک دلیل مهم‌تر که اتفاقاً در ورزش هم نمود بیشتری دارد. اینکه من حقم را فقط با داد و بیداد می‌توانم بگیرم و اگر این‌کار را انجام ندهم هیچ قانون و قانون‌گذاری نیست که حقوق مرا مطالبه کند. متولیان هم که خودشان اگر مروج خشونت نباشند به‌نظر برنامه‌ای برای آن ندارند. اصلاً ما خشونت را برای اولین بار از چوب گل آموزش و پرورش به‌جان خریده‌ایم، صدا و سیما هم که قربانش بروم اوج هنرنمایی‌اش، برادر جان وسط فضای معنوی سفره افطار است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب